هزاره سوم و زندگي

دهه ي 1970 ، دهه ي افسردگي ، دهه ي 1980 ، دهه ي اضطراب ، دهه ي 1990 دهه ي استرس و دهه ي اول هزاره ي سوم باز هم استرس . راستي ما را چه مي شود ؟ طوفان هاي تحول برانگيز اجتماعي ،  بر ابعاد زندگي ما چنگ انداخته ، زندگي زناشويي امروز ، آن زندگي زناشويي ديروز نيست . نوجوان امروزي با همتاي ديروز خود فرق دارد . نظام آموزش و پرورش با ساختارهاي موجود غريبه شده است . علم و اطلاع پدران و مادران ما از يك سو و آموزگاران و متوليان آموزش و پرورش از سوي ديگر هرگز جوابگوي اين همه تحول خواسته يا نا خواسته كه بر ما تحميل شده نيست . واقعيت اين است كه در شرايط فعلي ، زندگي سنتي به شيوه ي گذشته نه وجود دارد و نه مي تواند وجود داشته باشد ، اين مااييم  كه براي برخورد با معضلات اجتماعي به طرحي نو احتياج داريم چون نظامات اجتماعي موجود ، هرگز جواب گوي نيازهاي مردمي كه جامعه را پر كرده اند نيست. واقعيت تأسف بار ديگر اين است  كه اينها را همه مي دانيم و كاري صورت نمي دهيم ، يا هر چه فكر مي كنيم ، راه چاره اي به ذهنمان نمي رسد . شما خانم ، وقتي احساس مي كنيد شوهرتان حرف شما را نمي فهمد ، وقتي شما ، آقا ، احساس مي كنيد همسرتان هر حرفي را كه مي زنيد به شكل ديگري برداشت مي كند ، وقتي احساس مي كنيد سازگاري روزهاي آغازين زندگي زناشويي بخار شده و به هوا رفته و اثري از آن باقي نمانده ، وقتي شما دلگير سر بر بالش مي گذاريد و صبحها كسل و كج خلق به استقبال روزي مي رويد كه نويدي بهتر از ساير روزها نمي دهد ، چه مي كنيد ؟ به روان پزشك مراجعه مي كنيد ؟ به مشاور امور زندگي زناشويي مراجعه مي كنيد ؟ به آسايشگاه رواني مي رويد ؟ يا شايد هم به سر وقت كتابهاي خود يا روانشناسي رفته و كتاب و مجله مي خوانيد ؟ بايد كاري كرد ...

اين ها كه بر شمرديم ، در نهايت شمه اي اجمال گونه از شرايط روحي و مشربي ما در شروع هزاره ي جديد است . اما بايد براي اينها -  هر اندازه مسئله ساز و اسباب تكدّر خاطر باشند- فكري كرد . نگارش و ترجمه و توزيع هزاران كتاب روانشناسي خود يار ، در سرتاسر جهان و در كشور خود ما ، نشانه ي توجه به اين نياز است .در حالي كه براي مقابله با ناملايمات رواني ، به متخصصان روان پزشكي و روانشناسي احتياج داريم ، در بسياري موارد ، تنها با مصرف دارو مي توانيم اختلالات بيوشيميايي را از ميان برداريم ، در ساير موارد كه دربرگيرنده ي بخش اعظم نابساماني هاي رفتاري و خلقي است ، نيازمند راه هاي علمي تر هستيم ؛ اينجاست كه كتاب هاي خود يار روانشناسي و مقالات و تحليل هايي كه در اين زمينه ارائه مي شوند ، اگر به زباني ساده و قابل درك بيان گردند ، مي توانند تفاوتي ايجاد كنند . امروز لازم داريم بدانيم ، كه براي غلبه بر افسردگي ، اضطراب ، دلشوره ، بيقراري و انواع استرس هايي كه بر ما تحميل مي شود چه فكري مي توانيم بكنيم . بايد بدانيم كه زن و مرد هر چند در برابر قانون با هم برابر هستند ، در ساير زمينه ها و در خلق با هم برابر نيستند . پس بايد تفاوتهاي موجود را ، اگر طالب زندگي خوشايند مشترك هستيم ، بشناسيم . بايد راه برخورد درست با فرزندانمان را پيدا كنيم . آموزگاران ما ، بايد روشهاي برخورد درست با دانش آموزان را بياموزند . بايد جملگي به تفاوتهاي جنسيتي  در امر آموزش و يادگيري بها بدهيم . بايد راه ابراز وجود و داشتن قاطعيت ، راه درست انديشي و راه منتهي به سلامت روان را به فرزندانمان آموزش دهيم . بايد راه قرار گرفتن در آرامش را بياموزيم و به آرامش ديگران هم كمك كنيم . مطالعه ي بدون ترديد كتاب هاي روانشناسي خود يار و شركت در كارگاه ها و سيمينارهاي آموزشي مي تواند راههايي براي رسيدن به اين مهم باشد . هنگامي كه يك مرد و يك زن با يكديگر برخورد مي كنند ، در واقع دو دنياي متفاو ت با يكديگر روبرو شده اند . آنها داراي ارزشها، اولويت ها و عادات متفاوتي مي باشند . در زير به تفاوتهاي بيولوژيكي و روانشناسي مرد و زن مي پردازيم.

تفاوتهاي بيولوژيكي 1 نه تنها ساختار مغز زنان و مردان با يكديگر متفاوت مي باشد ، بلكه مردان و زنان از مغزشان بطرز متفاوتي استفاده مي كنند . در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بيشتري بين دو نيمكره چپ و راست وجود دارد كه به آنها اين توانايي را مي دهد تا از مهارت گفتاري بهتري نسبت به مردان برخوردار باشند . از طرف ديگر در مردان ارتباط كمتري بين دو نيمكره مغزشان وجود داشته و به آنها اين قابليت را مي دهد تا داراي مهارت بيشتري در استدلالهاي انتزاعي و هوش ديداري فضايي باشند . 2 با وجود آنكه شرايط زندگي تغيير كرده باز هم زنان و مردان تمايل دارند از برنامه بيولوژيكي خود پيروي كنند . مردان قادر هستند تا مسير حركت خود را بخاطر بسپارند ، در حالي كه زنان داراي ديد محيطي بهتري مي باشند . 3 مردان صداهاي گوش خراش ، دست دادن محكم و رنگ قرمز را ترجيح مي دهند و در مسائل فني بهتر مي باشند . زنان داراي گوش تيزتري مي باشند و هنگام صحبت كردن از واژه هاي بيشتري استفاده مي كنند و در تكميل و اتمام وظايف بطور مستقل بهتر از مردان مي باشند . تفاوتهاي روانشناسي 1 مردان موقعيتها و اوضاع را بطور كلي درك مي كنند و تفكر كلي و جامع دارند در حالي كه زنان موضعي مي انديشند و برروي جزئيات و نكات ظريف تمركز مي كنند .2 مردان سازنده و خلاق مي باشند ، آنها ريسك پذير بوده و بدنبال تجربه هاي جديد مي باشند در حالي كه زنان با ارزش ترين اطلاعات را برگزيده و آن را به نسل بعد انتقال مي دهند . 3 مردان در تفكرات و اعمالشان استقلال دارند ، در حالي كه زنان تمايل دارند از عقايد پيشنهادي ديگران پيروي كنند .4 ارزيابي زنان از خودشان در سطح پايين تري از مردان مي باشد . زنان تمايل دارند از خودشان انتقاد كنند در حالي كه مردان بيشتر از عملكرد خودشان رضايت دارند .5 مردان و زنان داراي معيارهاي متفاوتي براي رضايتمندي در زندگي مي باشند . مردان براي شغل مناسب و موفقيت در كارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل مي باشند . 6 مردان نياز مبرمي دارند تا به اهدافشان جامه ي عمل بپوشانند ، اما زنان رابطه با ديگران را در درجه ي نخست اهميت قرار مي دهند .7 مردان دو برابر زنان بيمار مي شوند ، البته زنان نيز بيشتر به سلامت خود اهميت مي دهند .8 زنان درد و كار يكنواخت را بهتر از مردان تحمل مي كنند .9 بر خلاف تصور عام مردان بيشتر از زنان حرف زده و بيشتر حرف ديگران را قطع مي كنند . 10 مردان و زنان داراي حس حسادت يكسان بوده اما مردان بهتر مي توانند اين حس را پنهان كنند . با توجه به نتايج يك تحقيق ميداني كه در سطح شهر بوكان انجام شد ، به طور تقريبي مي توان گفت : ميزان همدلي و مسئوليت پذيري در خانم ها بيشتر از آقايان است . اما ميزان حل مسئله ، تحمل فشار رواني ، واقع گرايي و خودآگاهي آقايان نسبت به خانم ها بيشتر مي باشد و همچنين ميزان رضايت زناشويي در مردان نسبت به زنان بيشتر بوده ، شايد دليل اين امر اين باشد كه خانم ها بيشتر در عالم تخيلات هستند و كمتر واقعيت يك زندگي و سختي هاي زندگي را نسبت به يك آقا پذيرفته اند . خانم ها با يك ديد رمانتيك زندگي را انتخاب مي كنند و آقايان بيشتر با يك ديد واقع بينانه به استقبال زندگي مي روند .

خلاصه ي مطلب اينكه بايد به ياد داشت كه زنان و مردان نه تنها از لحاظ ظاهر بلكه از لحاظ رواني نيز با هم تفاوتهاي فاحشي دارند و داشتن انتظار يكسان از آنها نه تنها كاري بيهوده بلكه اشتباه نيز مي باشد . بايد پذيرفت كه هر كدام از زن و مرد بر طبق اختصاصات بيولوژيك خود بينديشند و عمل كنند ، چون وجود همين تفاوتهاست كه به زندگي لطف و زيبايي مي بخشد .

ئه سرين شيربيگي دانشجوي سال آخر رشته روانشناسي عمومي

با همكاري: جناب آقاي حسين شيربيگي

استاد رهنما : جناب آقاي استاد حسن امين پور مدرس دانشگاه و عضو هيئت علمي دانشگاه

منابع :كتاب هاي خود يار روانشناسي ( روانشناسي فيزيولوژيك ، روانشناسي شخصيت ، روانشناسي سلامت ) تحقيق دانشجويي واينترنت

بوكان تابستان 1387