نماينده جديد گذر از ، يا همكاري با فرماندار؟

فضاي تبليغات انتخابات كه تمام شد ، شهروندان و روشنفكران مي‌توانند به دور از شعار و هياهو در كمال آرامش به تجزيه و تحليل وضعيت‌ها بپردازند. احياناً راهكارهايي هم براي رفع مشكلات و مشوق هايي براي پيشرفت ارائه دهند. حال ما اين بررسي‌ها را در سطح كلان كشور به ديگران واگذار كرده و اگر بتوانيم در سطح خرد يعني شهرمان نگاهي اجمالي مي اندازيم.

به باور بسياري ، متأسفانه انتخابات دوره‌هاي مختلف مجلس شوراي اسلامي پيامدهاي ملموس و كارآيي محسوسي براي مردم فرهيخته بوكان و حومه به همراه نداشته است، چرا كه جدا از مجلس اول و دوم ، از دوره سوم به بعد ، معمولاً گروه بازي ، باند گرايي ، رابطه بازي ، ستاد منصوبي و ... بر اين عرصه سياسي شهرمان حاكم بوده است. كانديد پيروز در دوره‌هاي مختلف ، اغلب به محض اتمام تبليغات ، شروع به تسويه حساب هاي انتخاباتي ، انجام كارهاي شخصي ، انتصابات محفلي و بدون كارشناسي ، دور شدن از مردم ، ديدارهاي مخفيانه براي اميال خصوصي و ... در سطح مديريت شهر انجام داده‌اند، كه بعضاً به توانائيها و شايستگي هاي اين شهر لطمات فراواني وارد شده است و شايد نقطه اوج آن مجلس هفتم باشد كه اختلاف بين نماينده و فرمانداربه شكل‌هاي كارشكني ، دخالت بي‌مورد از جانب طرفين ، تخريب و ... حتي براي مردم كوچه و بازار نيز محسوس بود و مورد سرزنش قرار مي گرفت و همگان به خاطر اينكه جناح بازي در سطح مديريت ، غبار ميراث درگيريهاي انتخاباتي ، رابطه مندي ، عشيره گرايي و ...  موانعي در راه خدمت رساني و شايسته سالاري است، دلگير و ناراضي بودند. حال در دوره جديد مجلس ، سؤال اصلي كه نزد بسياري از روشنفكران و شهروندان مسئول شهرمان مطرح مي‌شود، اين است كه آيا نماينده جديد تا چه ميزان با فرماندار و ديگر مسئولان اجرايي شهر مي‌تـواند همكاري داشته باشد و يا احياناً چه زماني گذر از تغيرات را به مصلحت مردم مي داند؟

شكي نيست كه فرماندار موتور محركه مديريت شهر بوده و هست ، كارآيي ، قانون گرايي، شايسته‌سالاري ، پرهيز از رابطه مندي ، دوري از تعصبات محفلي و داشتن مشاوران كارشناس و آگاه ، مردمي بودن، اهتمام به شكوفايي در همه عرصه ها ، نوآوري در سطح مديريت شهر و ... همگي بايد سرلوحه برنامه هاي نماينده تمام الاختيار دولت باشد. چرا كه از يك طرف ديگر نمي تواند به بهانه ناهماهنگي‌ها نماينده با فرماندار انرژي‌ها خود را هدر دهد و از طرف ديگر فرماندار حتماً تاكنون به اين امر واقف شده‌اند كه ديگر متخصص نبودن و ناكارآمدي مديران برخي از ادارات و شعبات فرمانداري مورد قبول مردم نيست و لازم است ايشان با گزينش مشاوراني آگاه و دلسوز به جاي افراد ناآگاه و محفلي ، خلاقيت‌هاي خويش را براي پيشرفت شهرمان در عرصه هاي مختلف صنعتي ، اجتماعي، فرهنگي و خلاصه كاستن از مشكلات و نارسائيها كه بيشتر آنها ناشي از ضعف مديريت است ، بروز دهد. در نهايت ، ايشان بايد در اصلاح و تغير مديران نالايق كه در زير چترهاي حمايتي ظاهري ، ناكارآمدي آنان بر شهر و منطقه سنگيني مي كند، همت گمارد.

نماينده منتخب هم به تبعيت از منش دانشگاهي و بدون توجه به تعصبات انتخاباتي ، به اصلاح امور ادارات و مسئولان نظارت داشته باشد. تبريك گفتن‌هاي عوام فريبانه و ديدارهاي مخفيانه بعضي از مديران ناكارآمد ، نبايد ايشان را در منگنه اخلاقي قرار دهد و مانع اجراي قاطعانه وظيفه خطير نظارتي خويش گردد. ايشان به قول خودش بايد مشاوري آگاه و شجاع باشد كه بدون رودربايستي ، انتخاب متخصصان واقعي را تعقيب كند تا پيشرفت شهر عملي گردد و در چنين فضايي است كه دكتر عثماني مي تواند به شعار اصلي خود يعني تخصص ، كارآمدي و توسعه متوازن جامه عمل بپوشاند.

دكتر قسيم عثماني بايد بعد نظارتي خود را در انتصاب مديران از نظر تخصص و كارآمدي و دلسوزي و كارآيي هميشه مد نظر داشته باشد ، چرا اگر اينگونه باشد هيچ كس جرأت نخواهند كرد كه بدون داشتن تخصص ، انتظار گماردن در پست هاي مديريتي را داشته باشد چون مي‌داند كه تيغ نظارتي نماينده متخصص و تصميمات قاطعانه فرماندار و فضاي جديد نخواهند گذاشت كه بيشتر از اين مردم هزينه بي‌لياقتي‌هاي بعضي از مديران را بپردازند. بويژه ادارات تأپيرگذار بر زندگي و رفاه مردم توجه و نظارت ويژه مي طلبد و دكتر عثماني و فرماندار بايد اين را مد نظر داشته باشد. حال در چنين موقعيتي كه براي فرماندار فراهم شده ، اگر ايشان بتوانند با برنامه‌ها و راهكارهاي علمي ، عملي و مردمي دكتر عثماني هماهنگ و منطق گردد و با ذهنيتي جديد براي پيشرفت شهر، قانون گرايي ، اصلاح از درون شعبات فرمانداري، تصميم گيري قاطع نسبت به مديران ناكارآمد و ... جزء اهداف ايشان باشد، و با هماهنگي نماينده محبوب شهر مي توانند همچون دو بال پرتوان ،گامهايي بلند و مستحكمي براي عمران و آباداني و خدمت رساني به مردم را برنامه‌ريزي و اجرا كنند.

نماينده منتخب هم نيك آگاه است كه مردم اين ديار، فرهيخته و عالمند و زمان نيز زود گذر است و اگر وعده‌هاي علمي انتخابات فداي مصلحت‌هاي موقتي و دوستانه و ارتباطات محفلي شود و ساخت و پرداخت‌هاي موقتي آن را مخدوش كند ، حافظه و درك مردم اين ديار، چهار سال ديگر نه بر انتخاب خويش ، بلكه بر گزينش علمي و دانشگاهي خواهند گريست و واحسرتا سر خواهند داد! كه اميدواريم اينگونه نباشد.