روز سپاس/روز معلم

تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.

انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.

معلم، مثل يك باغبان مراقب گل‏ها سر سبد زندگي است تا خوب رشد كنند و آفاتهاي روزگار نتواند به آنها لطمه يزند. معلم، با هر درسي كه به دانش آموزاي خوبش ميدهد، بذر دانش و بينش را در ذهن انها مي‏كاردو انها را آبياري مي‏كند تا ريشه و برگ دانش آنها پديدار شود و  گل دانايي شكوفه كند.

                                       شعري از خانم امامي

 اسم من گم شده است.

توي دفترچه ي پر حجم زمان

ديرگاهي است فراموش شدم.

اسم من گم شده است

لا به لاي ورق کهنه ي آن لايحه ها

زير آن بند غريب

پشت انبوهي از آن شرط و شروط

لاي آن تبصره ها

اسم من گم شده است

در تريبون معلق شده سخت سکوت

حق من گم شده است.

زنگ انشاء

کسي انگار نمي خواست معلم بشود

شان من گم شده است

شان من نيست بنالم  شان من نيست بگويم

زتهي ، ز نبود

يا از اين زخم کبود

ليک

 رنگ رخساره گواهي دهد از سر درون

از همه رنج فزون.

اسم من گم شده است

نردباني شده ام

صاف به ديوار ترقي تا که اين نسل   و ان نسل

پاي بر پله ي من سوي فردا بروند و غريبانه فراموش شوم

اسم من گم شده است.