نامه يک فعال مطبوعاتي به مردم

شهرستان تکاب  براي خوب بودن بمانيم 

بسم الله الرحمن الرحيم

 فسبحان الذي بيده ملکوت کل شي

مردم شريف و صبور تکاب سلام

زماني که اين سطور ناقص را مي خوانيد شايد تنها چند روز از آغاز سال جديد گذشته باشد . اگر بيائيم و تقويم سال 1387 را براي لحظاتي مرور کرده و به عقب برگرديم شايد خاطراتي از ذهنمان عبور کند که در گذر آن و در پس تورق صفحات سيصد و شصت و شش روز گذشته آن ايستگاهي از خوبي و بدي ، شادي و غم ، فزوني و کاستي ، شلوغي و تنهايي ، قهر و آشتي و گرما و سرما را مشاهده کنيم و از هر يک از اين توقفگاه ها توشه اي براي سپري کردن هر چه پر بار سال پيش رو بر چينيم . شهروندان عزيز سال 87 را در حالي سپري کرديم که کشاورزانمان محصولاتي در خور تلاششان درو نکردند و بهاري تقريباً کم بارش را داشتيم و تابستاني که دست کم هر چه داشت و نداشت کم آبي را با خود يدک کشيد و پاييزمان همچون سال هاي قبل در صرافت تأمين لوازم گرما سپري شد و زمستانمان به مدد خون دل خوردن هاي بسيار تا حدودي گرم و خانه هايمان به لطف اما و اگر بالاخره آتشين‌تر و دلنشين تر از زمستان هاي گذشته بود . اما بيائيم و در اول سال جديد قدري تأمل و تعمق کنيم و سري به خانه دلمان بزنيم و ببينيم آيا در سالي که سپري کرديم دلهايمان پر فروغ بوده يا نه ؟ پارسال، سالي بود که کودکان و بچه دبستاني ها شايد حتي يک آدم برفي هم نساختند و در راه مدرسه توپ برفي نثار هم نکردند ، سالي بود که سوزش کولاک و سنگيني برف را چندان حس نکرديم . حداقل براي چند ماه کسي از اينکه تکاب چقدر سرد و يخبندان است گلايه نکرد ، سالي بود که ماهي هاي قرمز زودتر از هميشه مهمان خانه هايمان شد . سالي بود که يخبندان عمر چنداني نداشت . اما در اين گرما گرم مثال زدني يخ بسياري از تنگناهاي شهرمان باز نشد و دوباره به ثانيه ها ، دقايق ، روزها و ماههاي سال آتي دلخوش کنيم . سال گذشته، سالي بود که البته در پس حادثه اي گره اي از مشکلاتمان باز شد و آنچه که مي بايست تا حدي محقق شد . باز هم فکر کنيد و ببينيد امسال چگونه سالي بود ، خوب يا بد ، گرم يا سرد ، ملايم يا خشن ؟ شايد جواب خيلي از ما اين باشد که سال 87 هم خوب بود هم بد ، گرم بود و سرد ، ملايم بود و خشن ! اما به يقين مي توانم بگويم جواب همه ما درباره اينکه 87 براي شهروندان تکابي چقدر پر بار بوده و اينکه تا چه حد اين شهر به آنچه که شايسته اش بود دست يافته است يا نه يکسان نخواهد بود . هر چه بود گذشت ، و سال جديد آغاز شده و غم ها و شادي ها ، بدي ها و خوبي ها ، گرما و سرماي سال کهنه را تحويل گرفته قطار زندگي مان در سال جديد طي مسير كرده و ما نيز از سر مي گيريم تلاش ها و کوشش هايمان را براي بقا و دوام نفوس جانمان و نبض دنيايمان . چه خوشايند آنکه اين قطار را با دعا براي سلامت همديگر بي حسد و کينه ، کنار هم بودن بدون طرح مسايل تفرقه انگيز ، براي هم بودن بي خودخواهي و يکه تازي ، و سرانجام دعايي از صميم قلب و جانمان براي کسب تمام آنچه که بخوبي مي شناسند رهسپار کنيم و در هنگامه تقديم چهل بار قرائت سوره مبارکه « يس » به رفتگانمان و سلامتي همشهريانمان و توفيق همنوعانمان و زدودن غبار تفرقه و نفرت ، شهري را آرزو کنيم که تلخي هاي سال هاي گذشته را نداشته باشد و خوبي هاي ساليان را نيز مکرر کند و شهري باشد شهره ي ايران زمين و دعا کنيم تا تکاب شهري شود به مثابه سفير شهر شادابي و شادماني در پرتو همتي عالي و تلاشي چشمگير . شهري که به آن بباليم و به داشته هايش بنازيم تا ديگر براي نداشته هايش نواي محروميت سر ندهيم .  شهروندان عزيز اميدوارم بهاري باراني ، تابستاني تب دار ، پاييزي پر برکت ، زمستاني زود گذر داشته باشيد . براي هم تلاش کنيد و خشت هاي سازندگي را به يمن توکل بر خداوند متعال با هم روي هم بگذاريد و بگذريد از آنچه که مانند چوبي است در لابلاي چرخ هاي توسعه و ترقي اين شهر . حمد و ثناي خداوند را مي گويم به لطف انفاسي که همچنان ممد حياتند و مفرح ذات . زندگي و حياتتان همواره مستمر و سرشت و سرنوشتتان هميشه شادمان و شعف انگيز باد . در پشت صحنه دنياي ما خوبي و بدي به يادگار مي ماند . سرتاسر زندگي براي ما فقط ثبت خاطره ها است از رهگذر قصه هاي روزگار پس بياييد با هم براي خوب بودن بمانيم . انشاءالله فاعتبروا يا اولي الابصار  

  محمدعلي خالق نژاد _ خادم کوچک مطبوعات    شهرستان تکاب